تبلیغات
کانون علمی و فرهنگی ایثار دانشگاه هرمزگان

کانون علمی و فرهنگی ایثار دانشگاه هرمزگان
قالب وبلاگ


05311652894980193390.jpg

 

مهــدی جــان ! دوست داشتم با نام نامی تو زبان باز می كردم. ای كـاش..... مهدكودكم مهد آشنایی با تو بود. كاشكی در كلاس اول دبستان آموزگارم الف بای عشق تو را برایم هجی می كرد و نام زیبای تو را سرمشق دفترچه تكلیفم قرار می داد.

 در دوره راهنمایی هیچ كس مرا به خیمه سبز تو راهنمایی نكرد در سالهای دبیرستان كسی مرا با تو كه مدیر علم امكان هستی پیوند نزد در كتاب جغرافی ما صحبتی از   " ذی طوی " و رضوی نبود. در كلاس تاریخ كسی مرا با تاریخ غیبت ، غربت و تنهایی تو مرا آشنا نساخت. در درس دینی به ما نگفتند " باب الله " و " دیان دین " حق تویی ، دریغ كه در كلاس ادبیات آداب ادب ورزی به ساحت قدس تو را گوش زد نكردند ! افسوس كه در كلاس نقاشی چهره مهربان تو را برایم به تصویر نكشیدند !

 چرا موضوع انشای ما به جای " علم بهتر است یا ثروت " از تو و از ظهور تو و روش های  جلب رضایت تو نبود ؟ مگر نه بی تو نه علم خوب است و نه ثروت ؟ كاش در كنار زبان انگلیسی زبان گفت و گو با تو را نیز كه آشناترین و دیرین ترین مونس فطرت های بشر است به ما می آموختند !

قطب شمال و جنوب جغرافیایی و قطب مثبت و منفی آهن ربا و خواص آنها را شناختم اما ندانستم كه قطـب عـالـم امكـان تـو هستـی و چرا تو را به این صفت می نامند. با مثبت بی نهایت و منفی بی نهایت در ریاضیات آشنا شدم آن زمان كسی از این مفاهیم برایم مصداق عینی ترسیم نكرد بعده متوجه شدم كه شما خاندان ، اصل و منشا همه زیبایی ها و سرچشمه تمام خوبی ها و معدن همه خیرات عالم هستید و برعكس دشمنان شما منشا هر چه ظلمت رذالت ، دنائت و پلیدی در عالم هستند .

 ای كاش در كنار انواع و اقسام فرمول های پیچیده ریاضی ، فیزیك و شیمی فرمول ساده ارتباط با تو را نیز به من یاد می دادند " وقتی برای كنكور درس می خواندم كسی مرا برای ثبت نام در دانشگاه معرفت و محبت امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) تشویق نكرد نمی دانستم كه عناوینی همچون دكتر ، مهندس ، پروفسور و..... . قراردادهایی در میان انسان هاست كه تنها به كار ، كسب ، ثروت ، قدرت ، شهرت و منزلت اجتماعی و گاهی خدمت در این دنیا می آید اصلاً  " .... در این وادی نبودم.

 مهــدی جــان ! در دانشگاه هم كسی برایم از تو سخن نگفت كسی به سوی تو دعوت نمی كرد هیچ استادی برایم اوصاف تو را بیان نكرد و نگفتند تو ناجی هستی تو مهربانی ، مهربانتر از مادر به طفلش می خواهی دستمان را بگیری و نجاتمان بدهی نه خونمان را بریزی ! ( همانگونه كه شیطان در اذهان ما به جهت نابود نشدنش فرو برده است ) كار كرد . دروس معارف اسلامی و تاریخ اسلام جبران كسری معدل دانشجویان بود !!!

نه اینكه تبلیغات مذهبی نماز جماعت ، اردوهای سیاحتی زیارتی ، مسابقات قرآن و نهج البلاغه و.... خبری نباشد كم و بیش یاد می شد اما در همین عرصه نیز تو سهمی نداشتی و غریب و مظلوم و " از یـاد رفتـه " بودی. پس از فراغت از تحصیل نیز اداره زندگی و دغدغه معاش مجالی برای فكر كردن راجع به تو برایم باقی نگذاشت !

 اینك اما در عمق ضمیر خود تو را یافته ام چندی است با دیده دل تو را پیدا كرده ام در قلب خویش گرمای حضورت را با تمام وجود حس می كنم

گویی دوباره متولد شده ام تعارف بردار نیست زندگی بدون تو  – كه امـام عصـر و پـدر زمانـه ای – " مردگی " است و اگر كسی هم چون من پس از عمری غفلت به تو رسید...

 حـق دارد احساس تولـدی دوبـاره كنـد...

 حـق دارد از تـو بخواهد از این پس او را رهـا نكنـی و در فتنه ها و ابتلائات " آخرالزمان از او دست گیری ...

حـق دارد به شكرانه این نعمت پیشانی ادب بر خاك بساید و تـو را از خـدا بخواهد كه دیگر بیایی ...

منتظـرم ... منتظـرم ... منتظـرم ... منتظـرم ... منتظـرم ... منتظـرم ... و در همه احوال می گویم :

*اللهم عجل لولیک الفرج...*

 

 

 


[ پنجشنبه 10 مهر 1393 ] [ 06:44 ب.ظ ] [ بیت المقدس ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب





Powered by WebGozar